X
تبلیغات
آينه فضيلت - تقوا در قرآن

 

 

 

تقـوا

تقوا یعنی بدانی که در محضر خالق سبحان هستي و محضر او جاي معصيت نيست. به اين خاطر لغت تقوا در فرهنگ اسلامي زيباترين عنوان براي يك انسان مؤمن است، و بهترين حالت براي يك بنده سالك آن است كه در نفس او ملكة تقوا  و حالت خويشتن داري از گناه پيدا شود. بطوريكه بوسيلة آن حالت نفساني دامن خود را از آلودگي پاك نگه دارد و بدين طريق بكمال لايق انساني راه يابد. و اين حالت در قرآن بعنوان توشة راه سالك معرفي شده است.

«... وَ تَزَوَّدُوا فَاِنَّ خَيرَ الزَّادِ اَلتَّقوي... .»1

 زاد و توشه برگيريد، زيرا بهترين زاد و توشه سالك تقوا است.

اگر سالك «الي الله» متصف به اين صفت نباشد و در او اين حالت وجود نداشته باشد، هيچگاه نمي تواند ادامه سفر داده و به مقصد ( كه كمال انساني و نهايت قرب الي الله است) برسد. و تنها توشه اي كه به يقين سالك را به مقصد  مي‌رساند  تقواست.

چنانكه حضرت مولاي متقيان علي ابن ابي طالبu مي فرمايند:

«اُوصيكُم عِبادَ اللهِ بِتَقوَي اللهِ الَّتِي هِيَ الزَّادُ وَ بِهَا المُعاذُ، زادٌ مُبلِغٌ، وَ مُعاذٌمُنجِحٌ2

 اي بندگان خدا شما را به تقواي الهي سفارش مي كنم كه تنها توشه «سالك» است و تنها وسيلة پناهندگي به خداوند سبحان، توشه‌اي است رساننده به مقصد، و پناهي است واصل كننده به هدف مطلوب .

نيست جز تقوا در اين ره توشه اي         نـان و حلـوا را بنـه در گوشـه اي3

قالَ اللهُ تَبارَكَ وَ تَعالي:  

«ياَبنَ آدَمَ اَكثِر مِنَ الزَّادِ فَاِنَّ الطَّرِيقَ بَعِيدٌ بَعِيدٌ ... .»1                             

اي فرزند آدم: زاد و توشه زياد بردار  زيرا كه راه دور است، دور... .

 

كمال انسان در پرتو تقوا

كمال انسان در پرتو تقوا ميسر است، و اگر انساني متصف به صفت تقوا و حالت خويشتن داري از معاصي نباشد، شقي و بدبخت خواهد بود، و چون تقوا براي سعادت و كمال انسان جنبة زير بنائي دارد، در قرآن و احاديث معصومين  بيش از هر چيز روي آن تكيه شده است، و در قرآن مجيد بيش از 238 مورد درباره تقوا  سخن گفته شده كه اين نشانگر عظمت و اهميت تقوا  در نظر خداوند سبحان است. و درنهج البلاغه علاوه بر آنكه بعضي از خطبه ها درباه تقوا انشاء شده حدود 78 مورد در زمينه تقوا، تمجيد شده، و در مجموع آنچه از آيات و روايات استفاده مي شود، صفت تقوا موجب كمال انساني است و موجب هدايت انسانها در مسير الي الله است، چنانكه در قرآن كريم آمده است قرآن كتاب هدايت همة انسانهاست، ولي تنها اهل تقوا هستند كه از آن به عنوان بهترين هادي و امام  به سوي قرب الهي و كمال مطلوب استفاده مي كنند.

«ذَلِكَ الكِتابُ لارَيبَ فِيهِ هُديً لِّلمُتَّقِينَ.» 2

تا جاييكه خداوند سبحان گرامي‌ترين و نزديك ترين انسانها به خود را با تقواترين آنها ذكر فرموده است.

«اِنَّ اَكرَمَكُم عِندَاللهِ اَتقَيكُم.» 3

 

مراتب تقوي

 از معارف اسلامي استفاده مي شود كه تقوا داراي درجه و مراتب است و تعبير به «اَتقي» در آيه شريفة «اِِِنَّ اَكرَمَكُم عِندَاللهِ اَتقيكُم»، خود شاهد بر اين مدعا است، زيرا «اَتقي» را با فسِاق و ظلمه مقايسه نمي كند و نمي گويد انسانهايي كه در درجة عاليه تقوا قرار دارند از فاسقين و كفّار بهتر و گرامي ترند،« زيرا در كفار و فساق، ارزشي وجود ندارد تا اهل تقوا با آنها مقايسه كند»

بلكه اين آيه در مقام مقايسة اهل تقوا نسبت به يكديگر است كه «اَتقي» بهتر و گرامي تر از مُتَّقي است پس تقوا داراي مراتب و درجات است.

حضرت امام صادق u براي تقوا سه درجه نقل فرموده است.

»َالتَّقوي عَلي ثَلاثَةِ اَوجُهٍ:

1ـ تَقوي بِاللهِ  وَ هُوَ تَركُ الحَلالِ فَضلاً عَنِ الشُّبهَةِ، وَ هُوَ تَقوي خاصِّ الخاصِّ.

2ـ وَتَقوي مِنَ اللهِ تَعالي وَ هُوَ تَركُ الشُّبهاتِ فَضلاً عَنِ الحَرامِ، وَ هُوَ تَقوي الخَاصِّ.

3ـ وَ تَقوي مِن خَوفِ النَّارِ وَ العِقابِ وَ هُوَ تَركُ الحَرامُ، وَ هُوَ تَقوي العامِ... .»1

 

تقوا سه مرتبه دارد:

1ـ تقواي خاصّ الخاصّ: كسانيكه به مقام فناء راه يافته كه در اين مرتبه حلال را اهل

تقوا جز به اندازه ضرورت ترك مي‌كنند چه رسد به شبهه، و اين مرتبه اعلاي تقوا است،  و آنرا تقواي خاص الخاص گويند.

2ـ تقواي خاص: كساني هستند كه به‌حدّ كمال انساني گروه اول نرسيده‌اند ولي در مرتبه‌اي هستنـد كه نه تنهـا از حرام خداوند سبحـان  اجتنـاب مي‌كند، بلكه از شبهـات و

موارد مشكوك نيز دوري مي‌كنند، و آنرا تقواي خاص گويند.

3ـ تقواي عام: تقوي عام مردم است كه مؤمنين عادي از ترس عذاب جهنم، از محرمات الهي اجتناب كرده و كارهاي حرام را انجام نمي دهند... .

قهراً آنانكه به درجه عالية تقوا (خاصّ الخاصّ) راه يافته اند و همة كارهاي خود را براي  خداوند سبحان انجام مي دهند. از كسانيكه در درجة نازلتر آن قرار دارند برتر و گراميتر هستند و آيه شريفة «اِنَّ اَكرَمَكُم عِندَاللهِ اَتقَيكُم.»1 ناظر بر اين معنا است. آيات قرآن كريم نيز در امر به تقوا، به يك منوال نيستند، بلكه به زبانهاي گوناگون امر به تقوا مي كند. در يكجا مي فرمايد:

«يَا اَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُو اِتَّقُو اللهَ حَقَّ تُقاتِهِ ... .»2

اي كسانيكه ايمان آورديد (از خدا بترسيد) به خدا تقوي داشته باشيد چنانكه شايسته است...

در جاي ديگر مي فرمايد:« فَاتَّقُوا اللهَ مَا استَطَعتُم... .»3

 پس هر چه توان داريد تقواي الهي را پيشه كنيد... .

و در جاي ديگر مي فرمايد:

«فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَ قُودُهَا النَّاسُ وَ الحِجارَةُ4

بپرهيزيد از آتشي كه هيزمش مردم بدكار و و سنگهاي خاراست.

 آية اولي: عالي ترين مرتبه تقوي است، كه مخصوص خاصّ الخاص است.

زيرا حقّ تقواي الهي آن است، كه در دل جز خدا وند سبحان نبوده و در عمل هر چه باخداوند سبحان رابطه‌اي نداشته، نباشد ولو طيّب و پاك و حلال باشد انجام ندهد.

آيه دومي، مرتبه متوسط از تقوا است كه تا توان داريد پرهيزكار باشيد، حتّي از شبهات و موارد مشكوك پرهيز كنيد.

سومي: مرتبه نازل از تقوا است يعني اجتناب از گناهي كه موجب دخول در آتش است.

مقرب ترين سالك كسي است كه به درجة عالية از تقوا رسيده باشد. كه زاد توشه و آذوقه سفر او بيشتر و بهتر است ، و رسيدن اينگونه سالك به مقصد حتمي است، زيرا تقوا اين چنيني يقيناً بخداوند سبحان مي رسد.

«... وَلكِن يَنالُهُ التَّقوَي مِنكُم... .»1

بلكه آنچه به خداوند سبحان مي رسد تقوا و پاكي است.

 

آثـار تقـوا

همة خيرات و بركات دنيوي و اخروي انسان در تقوي الهي است. و انسان متقي است كه جامع خير دنيا و آخرت بوده و به كمال و سعادت هر دو جهان رسيده است.

اگر بخواهيم درباره آثار و نتايج تقوا بررسي تفصيلي از نظر آيات و روايات داشته باشيم سخن به درازا مي كشد كه با بحث ما سازگار نيست، فقط بصورت فهرست به بعضي از آيات الهي اشاره مي شود:

 

1ـ بصيرت دل  

انسان در اثر تقوا چشم دلش باز شده حقائق عالم را آنچنانكه هست مشاهـده مي كند و از يك آگاهي باطني و الهي برخوردار مي گردد.

« يَا اَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اِن تَّتَقُوا اللهَ يَجعَل لَكُم فُرقاناً.»2

اي مؤمنين اگر به خدا تقوا داشته باشيد خداوند به شما بصيرت مي دهد تا حق را از باطل بشناسيد.

پيامبر اكرم r فرمودند:

« اِتَّقُوا فَراسَةَ المُؤمِنِ فَاِنَّهُ يَنظُرُ بِنُورِ اللهِ عَزَّوَجَلّ.َ»3

از فراست و تيز بيني مؤمن بترسيد كه او با نور خداوند عزوجل مي نگرد.

 

2ـ اسباب هدايت 

قلب اهل تقوا در اثر نورانيتي كه توسط تقوا كسب كرده لايق پذيرش معارف الهي مي شود. لذا، قرآن كريم مي فرمايد اين كتاب براي هدايت و راهنمائي اهل تقوا نازل شده است، با آنكه نزول قرآن براي هدايت همه انسانهاست، ولي مقصود اين است كه تنها اهل تقوا از آن بهره‌مند مي گردند.

« ذَلِكَ الكِتابُ لارَيبَ فِيهِ هُديً لِّلمُتَّقِينَ .»1

اين كتابي است كه هيچ گونه ترديد در آن نيست، هدايت كننده پرهيزكاران است.

و در آيه ديگر مي فرمايد:

« هَذا بَيانٌ لِلّنّاسِ وَ هُديً وَ مَوعِظَةً لِّلمُتَّقِينَ... .»2

اين كتاب حجت و دليلي است براي عموم مردم و اسباب هدايت و پندي است براي اهل تقوا.

 

3ـ زاد و توشه سالكين

در سفر معنوي و سير و سلوك الي الله سبحانه  تعالي كه بنابر حديث قدسي

طولاني ترين سفر است، « ياَبنَ آدَمَ اَكثِر مِنَ الزَّادِ فَاِنَّ الطَّرِيقَ بَعِيدٌ بَعِيدٌ، وَجَدِّدِ السَّفـينَةَ، فَاِنَّ البَحرَ عَميقٌ عَميقٌ، وَ خَـفِّفِ الحَملَ، فَاِنَّ الصِّراطَ دَقيـقٌ دَقيـقٌ، وَ اخلِـصَ

العَمَلَ، فَاِنَّ النّاقِدُ بَصيرٌ بصيرٌ،... .»3

اي فرزند آدم زاد و توشـه‌ات را زيـاد كن چون راه دور است، دور، و كشتي‌ات را 

 عوض كن دريا عميق است، عميق، و كوله بار را سبك گردان صراط دقيق است، دقيق، و عملت را خالص كن حسابرس بصير است،  بصير،... .

تقوا است كه سالك را به مقصد رسانده و رفيق نيمه راه نيست. لذا خداوند سبحان دستور تهيه آن را براي چنان سفر طولاني داد. كه فرمود:

 «... وَ تَزَوَّدُوا فَاِنَّ خَيرَ الزَّادِ اَلتَّقوي... .»1.

 زاد و توشه برگيريد، زيرا بهترين زاد و آذوقه سالك، تقوي است.

حضرت مولاي متقيان علي بن ابيطالبu آن را توشه اي دانسته است كه يقيناً صاحبش را به مقصد مي‌رساند و پناه گاهي كه صاحبش را ازخطرها حفظ مي نمايد:

«اُوصِيكُم عِبادَ اللهِ بِتَقوَي اللهِ الَّتِي هِيَ الزَّادُ وَ بِهَا المُعاذُ، زادٌ مُبلِغٌ، وَمُعاذٌ مُنجِحٌ.»2

اي بندگان خدا شما را به تقواي الهي سفارش مي كنم كه تنها توشه «سالك» است و تنها وسيلة پناهندگي به خداوندسبحان، توشه‌اي است رساننده به مقصد، و پناهي است      واصلِ كننده به هدف مطلوب .

 

  حافظ انسان

خداوند سبحان انسانهاي صابر و اهل تقوا را از شر شياطين و دشمنـان (و از جنايت جانيان) حفظ مي كند. و اصولاً مكر دشمنان و شياطين انس و جن بر ضرر اهل تقوا تمام نمي شود.

چنانكه خداوند سبحان فرمود:

«وَ اِن تَصبِرُوا وَ تَّتَقُوا لايَضُّرُكُم كَيدُهُم شَيئاً3

و اگر تقوا داشته و خويشتن دار باشيد، نقشه و مكر آنان (شياطين و دشنمان) نمي تواند به شما ضرري داشته باشد.

 

5ـ انس با پروردگارسبحان

انسان بوسيله كسب تقوا مي تواند خداوند سبحان را انيس و تكيه گاه هميشگي خود قرار دهد.

چنانكه خود فرموده: «اِنَّ اللهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقُوا.»1

خداوند سبحان با كساني است كه تقوا داشته باشند.

در جاي ديگر مي فرمايد:

«وِاتَّقُوا اللهَ وَ اعلَمُوا اِنَّ اللهَ مَعَ المُتَّقِينَ.»2

تقوي الهي داشته باشيد و بدانيد كه خداوند سبحان با پرهيزكاران است.

 

6ـ نجات از مشكلات

خداوند سبحان براي اهل تقوا راه خروج از شدائد و مشكلات را مقرر فرموده و براي آنان روزي پيش بيني نشده و بدون محاسبه قرار داده است، كه فرموده:

   «وَ مَن يَّتَقِ اللهَ يَجعَل لَهُ مَخرَجاً وَ يَرزُقُهُ مِن حَيثُ لا يَحتَسِب.»3

   هر كس تقوي پيشه كند خداوند سبحان راه بيرون آمدن از شدايد را بروي وي مي‌گشايد،  و از جايي به او روزي عطا مي‌كند كه به حساب نمي‌آمد و قابل محاسبه نبود.

 حضرت مولاي متقيان عليu فرمودند:

«اِعلَمُوا اَنَّهُ «مَن يَّتَقِ اللهَ يَجـعَل لَهُ مَخرَجاً» مِن الفِتَنِ، وَ نُوراً مِن الظُّـلَّمِ، وَ يُخَلِّدُه فِيمَا اشتَهَت نَفسَهُ، وَ يُنزِلهُ مَنزِلَ الكَرَامَةِ عِندَهُ، وَ فِي دارٍ اصطََنَعَهَا لِنَفسِهِ ظِلَُّّهَا عَرشُهُ،

 وَ نُورُهَا بَهجَتُهُ، وَ زُوَّّارُهَا مَلائِكَتُهُ وَ رُفَقَاؤُهَا رُسُلُهُ... .»4

بدانيد كه «هر كسي تقواي الهي را پيشكند و از خداوند سبحان بترسد از فتنه ها نجات مي يابد.» و با نور هـدايت از تاريكي هـا مي گريـزد، و بهشت و آنچه كـه دوست

دارد جاودانه بدست مي آورد. خداوند سبحان او را در منزل كرامت خويش مسكن ميدهد.ش

 خانه اي كه مخصوص خداوند سبحان است سقف آن عرش الهي و نور و روشنايي آن از

جمال الهي، و زائرانش فرشتگان الهي و دوستان و همنشينانش پيامبران الهي مي باشند... .

 

7ـ اصلاح عمل

تقوا اعمال انسان را از ناخالصي و عيب و نقص اصلاح مي كند .و از اين عالم به عالم بعدي انتقال مي دهد، چنانكه فرمود:                                                          «يَا اَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اِتَّقُوا اللهَ وَ قُولُوا قَولاً سَدِيداً  &يُّصلِح لَكُم اَعمَالَكُم... .»1

اي كسانيكه ايمان آورديد از خدا بترسيد (تقوا داشته باشيد) و هميشه بحق و ثواب سخن گوئيد،. تا خداوند سبحان اعمال شما را بلطف خود اصلاح كند... .

 

8ـ تقويت اراده 

تقوا به انسان قدرت اراده و تصميم كار و قدرت اراده در اتمام كار مي دهد.  

چنانكه فرمود:

«وَ اِنْ تَصْبِروا و تَتَّقوا فَاِنَّ ذلِكَ مِنْ عَزِم الاُموُرِ.»2

و اگر صبر پيشه كنيد و تقوا داشته باشيد اين عمل (صبوري و با تقوا بودن) سبب نيرومندي و قوت اراده در كارهاست.

 

9ـ بخشش گناهان

تقوا وسيلـه بخشـش گنـاهـان اسـت اگـر اهـل تقـوا مرتكـب گنـاهي بشوند (كه نمي شوند)خداوند سبحان به خاطر حالت تقوا و ترس از خدا كه در آنها وجود دارد آنان را مورد عفو و بخشش قرار مي‌دهد.

چنانكه فرمود:                                                                                                               

«يا اَيّها الذَّينَ آمَنُوا اِتَّقُوا اللهَ...يُصلِح َلكُمْ اَعْمالَكُم و يَغْفِر لَكُمْ ذُنُوبَكمْ... . »1

اي اهل ايمان تقوا پيشـه كنيد، (از خدا بترسيد) تا خداوند اعمال شمـا را به لطـف     

خود اصلاح فرمايد و از گناهان شما درگذرد.

 

10ـ محبوبيت الهي

اهل تقوا در دنيا و آخرت محبوب خداوند سبحان هستند و حصاري از عشق الهي، سراسر وجود آنها را فرا مي گيرد، چه مقامي بالاتر از اينكه انسان خاكي محبوب خداوندي قرار گيرد كه خالق كل افلاك است.

چنانكه فرمود:                                                                                                               

»ِانَّ اللّهَ يُحبُّ المُتَقينَ2

خداوند سبحان عاشق اهل تقوي است.

 

11ـ موجب پذيرش اعمال

در عظمت و اهميت تقوا همين قدر بس كه شرط قبولي و پذيرش اعمال در درگاه خداوند سبحان است، و در بارگاه الهي اعمال غير متقين پذيرفته نيست.

چنانكه فرمود:

«اِنّما يَتقَبَّلُ اللهُ مِنَ المُتَقينَ.»3

فقط خداوند سبحان اعمال اهل تقوا را قبول مي‌كند.

مولاي متقيان علي بن ابيطالبu مي فرمايد:

«كُونُوا بِقَبُولِ العَمَلِ اَشَدَّ اِهْتِماماً مِنْكُمْ بالعَمَلِ، فَاِنَّهُ لَنْ يَقِلَّ عَمَلٌ مَع تَقوي، وَكَيْف

ما تُقَبِّلَ؟!»1

به پذيرفته شدن عمل بيشتر اهتمام ورزيد، تا خود عمل، زيرا عملي كه با تقوا همراه    

 باشد هرگز كم نمي شود. (پذيرفته مي‌شود) چگونه كم بشود عملي كه پذيرفته مي‌شود.

 

12ـ كرامت انساني

تقوا به انسان كرامت مي‌بخشد و گرامي‌ترين و ارجمندترين انسـان در محضرخداوند سبحان تقوا پيشگان هستند.

چنانكه فرمود : 

«... ِانَّ اَكْرَمَكُمْ عنْدَاللهِ اَتقيكُمْ2

گراميترين شما در پيشگاه خداوند سبحان باتقواترين شماست.

حضرت مولاي متقيان علي بن ابيطالبu فرمودند:

«مِفْتاحُ الكَرَمِ اَلتَّقوي.»3          

  تقوا كليد كرامت انساني است.

 

 13ـ نجات از آتش

از آثار پر بركت تقوا نجات از عذاب جهنم است و همة كوششها در اين عالم براي اين اسـت كه انسـان كار كند در عـالم ديگر در عذاب نباشد اين آرزو تنها در      سايه تقوا تأمين ميگردد.

لذا در قرآن كريم آمده است كه همة انسانها وارد جهنم مي شوند! ولي تنها اهل تقوا است كه از جهنم نجات مي‌يابند وگرنه ظالمين و گنه‌ كاران قدرت عبور و گذشتن از جهنم را ندارند.

 چنان كه قرآن كريم مي‌فرمايد :

«ثُمَّ نُنَجِيّ الذَّينَ اتَّقُوا وَ نَذَرُ الظّالِميِنَ فِيها جِثِيّاً.»1

سپس نجات خواهيم داد كساني را كه اهل تقوا  بودند،  و ستمكاران را فرو گذاريم   تا در آن آتش  بزانو در افتند.

 

14ـ دخول در بهشت

اهل تقوا اهل بهشت هستند و در جوار رحمت حضرت حقّ تعالي از نعماتي كه خداوند سبحان براي بهشتيان مهيا كرده است بهره‌مند خواهند شد.

چنانكه فرمود :

«اُزلِفَتِ الجَنَّةُ لِلّمُتَقيِن.»2

 بهشت به پرهيزكاران نزديك مي‌گردد.

و نيز فرمود :

«اِنَّ المُتَّقيِنَ فيِ جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ، اُدخُلُوها بِسَلامٍ آمِنينَ.»3

 اهل تقوا در بهشت كه داراي باغها ونهرهاي جاري خواهد بود وارد مي‌شوند به آنان خطاب مي شود كه با درود و سلام و با كمال ايمني و احترام به بهشت ابدي وارد شويد.

حضرت مولاي متقيان علي بن ابيطالبu فرمود:

«فَاِنّ التقوي فيِ اليومِ الحِرزُ والجُنَّةُ وَ في غَدٍ الطَّريِقُ الِيَ الجَنَّةِ.»4

تقوا امروز در دنيا براي انسان به منزله قلعه و پناهگاه و سپر است  و در فرداي ‌آخرت  راه بسوي بهشت.

 

15ـ بشارت دنيا وآخرت

به انسانهاي وارسته و اهل تقوا از طرف فرشتگان الهي در دنيا و آخرت بشارت بهشت و رحمت واسعة خداوندي داده ميشود. زيرا آنان دائم  با ملائكه رحمت خداوند سبحان همسازند.

چنانكه فرمود:

«الَّذينَ امَنـوُا وَ كانُوا يَتَّقـوُن‌، لَهُمْ البُشري فِي الحَيـوةِ الدُّنيا وَ فِي الاخِرَةِ لاتَبديِلَ لِكَلَماتِ اللهِ ذلِكَ هُوَ الفُوزُ العَظيمُ.»1

آنانكه اهل ايمان بوده و از خدا مي ترسند براي آنان بشارتي است در دنيا و آخرت، در كلمات حضرت حق سبحانه وتعالي تغير و تبديل وجود ندارد. اين رستگاري بزرگ نصيب دوستان خداوند سبحان مي شود.

 


1 .سورة بقرة،آية 197

2 .نهج‌البلاغه، خ 114

3 .شيخ بهائي

1 .احاديث قدسي، سيدمحمدحسن مشكوة، ص68

2 .سوره بقره، آيه 2

3 .سورة حجرات، آيه 13

1 .مصباح الشريعه، باب 83

1 .سورة حجرات، آيه 13

2 .سورة آل عمران، آيه 103

3 .سورة تغابن، آيه 15

4 . سوره بقره، آيه 24

1 . سوره حج، آيه 37

2 .سوره انفال، آيه 29

3 .بحارالانوار، ج 67، ص 61

1 .سورةبقره، آيه 2

2 .سورة آل عمران، آيه 138

3 .احاديث قدسي، ص68

1. . .سورة بقره، آيه 197

2 . نهج البلاغه، خطبه 114

3 . سوره آل عمران، آيه 120

1 .سورة نحل، آيه 138

2 .سورة بقره، آيه 124

3 . سوره طلاق، آيه 3

4 . نهج البلاغه، خطبه 183

1 . سوره احزاب، آيات 70- 71

2 . سوره آل عمران، آيه 186

1 . سوره احزاب، آيه 71

2 . سوره توبه، آيات 4 - 7

3 . سوره مائده، آيه 27

1 . ميزان الحكمه،ج14، ص 7002،ح 22420

2 . سوره حجرات، آيه 13

3 . ميزان الحكمه،ج14، ص 7000،ح 22

1 . سوره مريم، آيه 72

2 . سوره شعراء، آيه 90

3 . سوره حجر، آيه 46

4 .نهج البلاغه، خ 189

1 . سوره يونس، آيات 63-64

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/05/16ساعت 15:58  توسط رضا دهقاني  |